آدم بودن را دوستــــ ندارم...
آدم که باشی؛ یا از آنهایی میشوی که قلب کسی را به عشقِ خودت زنجیر میکنی و بعد با بی رحمیِ تمام، آن را زیر پایت له می کنی...
یا از آنهـــــایی که دل میــبازی و از دســــــتِ عشقی نافــــــرجام، زهر میــخوری و دم بر نمی آوری...
آدم که باشی؛ یا از آنهایی می شوی که وانمود میکنی قلبتــــــــ تنها جای یک عشق است و دریغ که پشتِ صورتــــــکِ عاشــــق نمای دلتــــ برای هزاران معشوقه جا داری....
یا از آنهایــی که بازیچۀ حرفــــــ های عاشقـــانه و نگاههای معصومانــــۀ کســی می شوی و دوست داری که هیچ گاه حقیقتی را که پشت این فریبِ شیرین نهفتـــــه استـــــ باور نکنی....
آدم که باشی؛ یا باورهای کسی را ویران میکنـــــی
یا زودباور می شــوی و میبازی...
آدم که باشی؛ یا دل می شکـــنی
یا دلشکستـــه می شوی...
من بــــرای خودمـــــــ؛
یعنی برای آدمـــ بــودنِ خـــودم
خیلی
متــــأســــفم!!!
بدون شرح
ستارۀ سحر...ما را در سایت ستارۀ سحر دنبال میکنید
برچسب: آدم که باشی,آدم برفی هم که باشی, نویسنده: بازدید: 63